|
http://www.netgardi.ir/link.php?page=62
فرانسس هریسون، پس از سه سال فعالیت به عنوان خبرنگار اعزامی از بی بی سی به تهران، باز می گردد. یادداشت خداحافظی وی را می خوانید: هنگامی که برای اولین بار به ایران آمدم، هنوز اصلاح طلبان در قدرت بودند و احمدی نژاد - ریبس جمهور محافظه کار - هنوز بر سر کار نیامده بود. اما برای من به عنوان فردی که تازه وارد محیط شده بودم، دولت چندان هم به نظر لیبرال نمی آمد.
به زودی فهمیدم که اصلاح طلبی، معادل تغییر رژیم نیست و تنها به این معناست که اجرای قوانین و حقوق بشر، به منظور حفظ و نه براندازی سیستم، بیشتر خواهد بود. با توجه به این درک، خیلی ها از دوران اصلاح اطلبان به عنوان دورانی طلایی یاد می کنند؛ زمانی که رییس جمهوری خوش لباسی که لبخند بر لبانش بود - با وجودی که بسیاری از قول هایش را عملی نکرد - از لغاتی شیرینی همچون دموکراسی استفاده می کرد. تضاد میان آن زمان و حالا، بسیار عمیق است. هنگامی که خبرنگار قبلی رفت، یک میهمانی رسمی برگزار کرد. آنها با دیدن یک خانم به عنوان رییس دفتر که چیز جدیدی در ایران بود، رفتاری دوستانه داشتند. اما شرایط، در حال حاضر آنقدر بد شده است که مقامات وزارت ارشاد اسلامی به میهمانی خداحافظی ام که بی بی سی برگزار کرده بود، نیامدند. حتی یکی از خبرنگاران که برای یک خبرگزاری خارجی کار می کرد از من پرسید که آیا دیپلمات های خارجی به میهمانی خداحافظی می آیند، که در صورت حضور آنها، شرکتش در برنامه به صلاح نیست. در دو سال دولت رییس جمهور احمدی نژاد، شاهد این بودم که کارت های خبرنگاری بعضی از دوستانم توسط دولت از آنها باز پس گرفته شد. این به این معنا نیست که قبلاً چنین اتفاقی رخ نمی داد، اما الآن فشاری بر رسانه ها احساس می شود.
هنگامی که می خواستم با افراد مصاحبه کنم، این فکر که ممکن است این کار برایش مشکلی بوجود بیاورد مرا همواره نگران می کرد. کار حتی به جایی می رسید که بعضی اوقات از انگیزه قوی آنها در شجاعانه جواب دادن، تعجب می کردم. پس بگذارید روش های زیرکانه ای که ایرانیان برای بیان مخالفتشان بکار می برند را برایتان بگویم. فرهنگ آنها طوری نیست که تمام حرفهایشان را با صراحت بزنند و این مساله می تواند موجب خشم خارجی ها بشود. شبی در یک مهمانی خصوصی بودم که دو زن شعری درباره کبوتر می خواندند. شدیداً غمگین و زیبا بود و بسیاری از خانم های شنونده را به گریه انداخت. در ایران خانم ها مجاز نیستند که در انظار عمومی بخوانند. شنیدن صدای بانوان توسط آقایان یک عمل غیر اسلامی محسوب می شود. شعری که خوانده شده بود، بیان کننده محدودیت هایی است که بر خانم ها اعمال می شود. تاثیر آن بر حضار فراتر از یک سخنرانی فمینیستی با صحبتی احساسات برانگیز بود و از سنت و علاقه ایرانیان به شعر نشات می گرفت.
در محیط بیرون، تهران شهری است که در آن خانم هایی پوشیده از لباس مشکی و ساختمان های مدرنی که دولتی هستند را می بینید. با وجود آنکه ممکن است زنان از سر تا پا، مشکی پوش شده باشند، اما فکر نکنید که هر زنی که به این شکل پوشیده شده است، سربه زیر و مطیع است. آنها در پشت صحنه قدرت زیادی دارند و خیلی وقت ها خرجهای خانواده ها را نیز در کنترل خود دارند. بعضی از مقامات ایرانی ممکن است در بیرون بسیار جسورانه رفتار کنند اما در منازلشان، آنقدر فروتنانه و مودبانه هستند که خارجی ها دستپاچه می شوند. دیدن این رفتار آنها در زمانی که توسط حرفه ای ها انجام شود، بسیار دلپذیر است. نسل جوان تر پیتزا و همبرگر می خورند و به موسیقی خارجی گوش می دهند، اما با این وجود عمیقاً به غذاها، موسیقی، شعر ایرانی و خود زبان فارسی احترام می گذارند. روشن است که سه سال اقامت در ایران تغییرات ذهنی زیادی در من بوجود آورده است.
باور دارم که ایرانیان بهتر از تمام مردم دنیا برنج می پزند، زنان ایرانی زیباترین در دنیا هستند و گل های رز آنها خوش بو ترین هستند. با وجود تمام زشتی هایی که در سیاست آنها وجود دارد، اما بازهم نشانی از زیبایی در آنها دیده می شود.
|